محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4896

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سوى كوفه شود ، نميلة بن مره عبشمى را بر بصره جانشين كرد و به دو گفت كه مغيرة - بن فرع يكى از مردم بنى بهدله را به اهواز فرستد كه در آن وقت محمد بن حصين - عبدى عامل آنجا بود . گويد : ابراهيم عمرو بن شداد را به عاملى فارس فرستاد . ابراهيم در رام هرمز بر يعقوب بن فضل كه آنجا بود گذشت و از او خواست كه با وى همراه شود ، يعقوب همراه وى برفت تا به فارس رسيد كه اسماعيل بن على از جانب ابو جعفر عامل آنجا بود ، برادرش عبد الصمد بن على نيز با وى بود . گويد : وقتى اسماعيل بن على و عبد الصمد از آمدن عمرو بن شداد و يعقوب ابن فضل خبر يافتند در استخر بودند كه شتابان سوى دارابگرد رفتند و آنجا حصارى شدند و فارس به دست عمرو بن شداد و يعقوب بن فضل افتاد و بصره و اهواز و فارس به قلمرو حكومت ابراهيم در آمد . سليمان بن ابى شيخ گويد : وقتى ابراهيم بر بصره تسلط يافت ، حكم بن ابى غيلان - يشكرى با هفده هزار كس برفت تا وارد واسط شد كه هارون بن حميد ايادى از جانب ابو جعفر عامل آنجا بود ، هارون در تنورى رفت كه در قصر بود و وى را از آنجا بيرون كشيدند . گويد : مردم واسط به نزد حفص بن عمرو رفتند و گفتند : « تو از ابن هجيمى شايسته ترى . » حفص واسط را گرفت ، يشكرى از آنجا برون شد و حفص ، ابو مقرن - هجيمى را سالار نگهبانان خويش كرد . عمرو بن عبد الغفار فقيمى گويد : ابراهيم از هارون بن سعد آزرده بود و با وى سخن نمىكرد . وقتى ابراهيم غلبه يافت ، هارون بن سعد روان شد و به نزد سلم بن ابى - و اصل رفت و به دو گفت : « از يار خويش با من بگوى ، آيا در كار خويش به ما نيازى دارد ؟ » گفت : « قسم به دين خدا ، بله . »